کانال تلگرام رمانکده سارا @LoveSara

سامانه هرچیز:ارائه محتوای کانال های تلگرام
جستجو در تلگرام

 مشاهده مطالب کانال 🍃رُمـانــڪدهـ ســارا🌧

توجه: کلیه محتوای این سایت توسط کاربران و کانال های تلگرام درج شده است و سایت هرچیز هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد

🐬 پارت 160
#Part160

📕 رمان " رسوایی " ‼️ 🙊👄

به قلم خانم ک. شاهینی فر 👒

🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃

قرمز حالیش بود . دست از پا خطا نکرد جلوی منی که تشنه ش بودم بعد بیاد وقتی شناسنامه ش رنگیه با مرده غریبه بریزه روی هم و یادش بره بچه داره ؟ با عقل جور در میاد ؟ رفتم چون فکر می کردم خوشبخت میشه و من فقط با سیمین 4 یا 5 سال اختلافه سنی دارم و اگه باشم ، جای عشق و همدم براش پدری می کنم ... اگه بمونم عرصه براش تنگ میشه و جوونی نمیکنه ... من اگه ولشم کردم واسه خاطر خودش ولش کردم ... اما این بار می خوام واسه خاطره خودم ولش نکنم ... خودخواهم کیمیا ؟ نفهمم کیمیا ؟
کیمیا ـ او .. اون میگفت ... میگفت که ...
کیهان ـ تُپُق نزن ، حرفت رو بزن ...
کیمیا ـ میگفت .. معتاده ..
کیهان خونسرد جواب داد : خب باشه ، چی عوض میشه ؟ جای آذین ، شمره ذی الجوشن میاد جلو چشمت ؟ آذین الان بچه داره .... شوهر داشته .... معتاده ... حس می کنی از ریخت افتاده ؟ خب قبول ... اما من می خوامش ... شده تو روی دنیا وایسم می خوامش ... مهم اینه جلو چشمم از همه خوشگل تره ... جذاب تره ... مهم اینه که دخترش رو ندیده دوست دارم چون دختره آذینه ... مهم اینه که بعده 6 ، 7 سال تو این خونه آرامش دارم چون آذین توش داره نفس می کشه .... بَدَم میاد از خرعبلاته مردم میگی ، بَدَم میاد از زندگیه بی درو پیکری میگی که بقیه براش ساختن ... سخته فهمیدنش ؟
تارخ ـ صداتو بیار پایین توام انگار به میخ کشیدنت ...
کیهان ـ زور داره با این سن و قد و هیکل برام تعیین تکلیف کنن بگن مادرت چی میگه خواهرت چی میگه ؟ خودش تو رو داره و مادره منم شوهرش رو داره ... منم می خوام آذین رو داشته باشم ، سخته فهمیدنش ؟

پارت های بعدی این رمان فوق العاده رو آنلاین در کانال لاوڪـده سارا دنبال کنید ☺️👇

♣️ 📕 @LoveSara

  کلمات کلیدی: Part160
بستن
آدرس پست:

نوع گزارش تخلف:

متن گذارش: