کانال تلگرام نبض زن @nabzezan

سامانه هرچیز:ارائه محتوای کانال های تلگرام
جستجو در تلگرام



تعرفه و شرایط‌ تبلیغات 😍👇
👇
‌https://telegram.me/joinchat/DQ4I9UAY86aK65-fegabBQ


کانال دوممون😍😍😍‌
@nabzemard



🔴غیر اخلاقی نداریم🔴
🇮🇷 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷

 مشاهده مطالب کانال 💕🎀 نبض زن 💕🎀

توجه: کلیه محتوای این سایت توسط کاربران و کانال های تلگرام درج شده است و سایت هرچیز هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد

رمان #پولک_های_احساس

قسمت شصت و هشتم
اسمان کم کم روشن میشد و من طبق معمول هرسال طلوع دل انگیز افتاب را کنار پنجره تماشا میکردم. زمانی که انوار گیسوی طلایی خورشید کاملا به اتاق سرک می کشید و سایه روشنی اش به اتاق سلام می داد کتاب را می بستم و خودم را به استراحتی نیم ساعته و سپس آماده شدن برای امتحان دعوت می کردم.
زیر لحاف خزیدم که با اینکار سرمای تشک تنم را مور مور کرد...با دستهایم چشمانم را مالش دادم و بیشتر خودم را در اغوش گرفتم.طولی نکشید که پلکهایم با سنگینی خاصی روی هم افتاد وجودم را به خوابی یک ساعته دعوت کرد
همیشه خوابم سنگین بود.. اما با این حال در اوج خواب هم حتی اگر کسی رد می شد حضورش را حس می کردم
احساس ایستادن و سایه انداختن کسی بالای سرم بیداری را به جسم خوابم القا میکرد اما انقدر خسته بودم که حاضر نشدم پلک باز کنم و آن شخص موجود را رویت کنم اما بالا کشیدن پتویی توسط شخصی که چهره اش گنگ و مات بود، تا زیر چانه ام را در خواب می دیدم
نمیدانم چقدر گذشته بود یک ساعت..نیم ساعت..شاید هم پنج دقیقه! که صدای مردانه و بم همیشه آشنایش لالایی گوشه هایم را طنین داد
-شمیم.. بلند شوچیزی تا ساعت هفت نموندهشمیم بلندشو دختر..تو مگه امتحان نداری؟پاشو حاضر شو
علی رغم میل باطنی با رخوت و سستی در جایم نیم خیز شدم و به محض اینکه چشم باز کردم با شنیدن کلمه امتحان از دهان کیان تمامی مسائل و مطالب خوانده شده از شب گذشته در سرم مثل سریالی دنباله دار پخش شد...صدایش از اشپزخانه بلند شد:
-تا دست و روت رو بشوری صبحونه هم حاضر شده.. بلند شو تنبل
***
میل نداشتم با زور کره مربا لقمه میگرفت و به دستم میداد...تکمیل ظرفیت معده ام را حس می کردم و نالیدم: بخدا دیگه نمیتونم
اخمی ظریف روی پیشانیش نشست: وسط جلسه ضعف میکنی بخور حرفم نباشه
نگاهی به دو لقمه دست نخوره روی میز انداختم با شک انگشتم را به طرف لقمه بعدی که درحال حاضر شدن بود گرفتم چشمهایم را ریز کردم: واسه خودتونه مگه نه؟
- نخیر..واسه شماست
با بالاترین سرعت ممکن از پشت میز بلند شدم و به طرف اتاقم رفتم. با بلند شدن من او نیز بلند شد و با خنده به طرفم آمد
-نخوریش عمرا ببرمت
-خودم با تاکسی میرم
از لحن تخس گونه ام برای اولین بار خنده اش گرفت که گفت: شمیم بیا اینم بخور به خدا ضعف میکنی
طی این مدت کوتاه اخلاقش دستم آمده بود می دانستم تا حرفش را عملی نکند و مرا به خواسته اش وادار؛ هرگز کوتاه نخواهد آمد برای تثبیت یک دندگی ام جیغی خفیفی کشیدم:
-من نمیخورم کسی هم نمیتونه مجبورم کنه
- مگه دست خودته بچه
دکمه های مانتو را با شتاب می بستم با پررویی تمام و کاملا بی اختیار جواب دادم: نه خیر ظرفیت شکم من دست توئه!
حرفم که تمام شد تازه فهمیدم چه دسته گلی را اب داده ام! دستم با بهت روی دکمه مانتو متوقف شد و آرام سرم را بالا گرفتم..او هم وضعیتی بهتر از من نداشت و گیج از دوم شخص خطاب شدنش و این حاضر جوابی های کم سابقه من با دهانی باز رصدم می کرد!
رفته رفته بهت جایش را به خنده بلندی داد و انگشت اشاره ش را روی هوا با پیروزی تمام تکان داد: آی آی آی... دیدی بالاخره بهت گفتم از سرت میندازم؟
منظورش به مفرد خطاب کردنش بود که کاملا بی اختیار خودم صورت گرفته بود چرا که هردفعه بعد از گفتن "شما"، حرفم را تصحیح میکردم و اسم خالی اش را به زبان می اوردم اما این بار نه!شرم زده دست هایم را مشت کردم،شاید در نگاه اول احمقانه به نظر بیاید اما درست نبود.. این مخاطب گفتن ها و مفرد گفتن ها،با روحیات شمیمی که طی هفده سال زندگی اش حتی با دو مرد هم سروکار نداشت کاملا ناسازگار وسنگین بود

ادامه دارد...

🎀 @nabzezan 👸

🔳🔲 هر روز ساعت 10صبح ، 17 عصر و 24 شب با رمان های جذاب همراه #نبض_زن باشید🤓

🔴دانلود نسخه کامل رمان‌های #سرنوشت و #پولک_های_احساس 👇
http://nabz4story.blogfa.com/

کلیپ زایمان طبیعی بدون سانسور 👇🔞
ببینید دکترای داخل کشور چطور ... تاسف آوره

https://telegram.me/joinchat/AAAAAECdajLJI6xG-6w_GA

اگه دلشو نداری نبین❌❌❌👆👆

سزارین رو هم میزاریم با مقایسه👌

💕🎀 نبض زن 💕🎀

چطور همسرم رابه خودم وابسته کنم؟

🔹مدام غر نزنید
🔹مستقلا تصمیم نگیرید
🔹خانم هانیاز به توجه دارند
🔹احترام به یکدیگر خصوصا در مقابل دیگران
🔹مقایسه نکنید
🔹رازدار باشید

🎀 @nabzezan 👸

💥از بند وابستگی رها شوید و به پیوستگی بپیوندید.

وابستگی یعنی ما در ارتباط با کسی یا چیزی آن چنان مجذوب شده‌ایم که احساس می‌کنیم با نبودن آن، ما نیز نابود خواهیم شد ،در این حالت ما به شدت به ارتباط عاطفی ، فکری ،جسمی و یا... آن عادت می کنیم.

اما پیوستگی یعنی با آن کس یا آن چیزی که دوستش داریم و به آن عشق می‌ورزیم احساس وحدت و یگانگی کنیم با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن ،ما نیز خشنود شویم .در این حالت ،بودن یا نبودن او در کنار ما ،احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی‌دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می‌شود و این است معنی عشق واقعی...

🎀 @nabzezan

پوزیشن دهانی باید در هر رابطه جنسی بکار برده شود چون تاثیرفوق العاده ای درتحریک و به ارگاسم رسیدن خانمها دارد.

که پیشنهاد میشود اولین پوزیشن دریک رابطه زناشویی باشد.

🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

به کسی که دوستش دارید پیام "صبح بخیر" و "شب بخیر" بدهید!

براساس تحقیقات رد و بدل شدن این پیام‌ها بین طرفین یک رابطه عاطفی، باعث فعال شدن بخشی از مغز میشود که منشا خوشحالی است

🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

#تجربه_اعضا
سلام من ۲۷ سالمه و۸ساله ازدواج کردم اوایل زندگی مشترکمان من خیلی ناامید بود شوهرم بلد نبود بهم محبت کنه چون تو خانواده ای بزرگ شده که اصلا بهش محبت نکردن من خیلی ناراحت میشدم حتی تصمیم داشتم جدا شم اما باردار شدم بعد به راهنمایی یکی از دوستام گفت من برم طرف شوهرم بهش محبت کنم و تا یاد بگیره محبت اوایل نمی کردم این کارو می گفتم غرورم خدشه دار میشه اما کم کم بهش محبت میکردم الان دخترم ۶ سالشه واز زندگی ام خیلی راضیم شوهرم هم خیلی خیلی خوب شده ۱۸۰ درجه عوض شد با محبت کردن من خواستم بگم همیشه محبت جواب میده

🎀 @nabzezan 👸

تجربه خودتون رو در قالب موضوعات داخل کانال بفرستید👈 @nabzs

  کلمات کلیدی: تجربه_اعضا

اینجا پاتوق دختر پسرهای باحال و پایه و اهل دل هست 😍🙈
جک زیرنافی 🙈
جک بی ادبی 👅
عکس و گیف 💦👻
زیر ۱۸سال نیاد 🔞⛔️

https://telegram.me/joinchat/AAAAADyEB6Au0ku5G1ZHWQ

💕🎀 نبض زن 💕🎀

 به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.

🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

🌀زن باشیــــد و زنـــانه رفـــتار کنیـــد


مردها زنانی که خلق و خویی مردانه دارند، کارهایی سنگین انجام می‌دهند و از ظرافت زنانگی که یکی از الزامات وجودی یک زن است بی‌بهره هستند را دوست ندارند.

این خانم‌ها نمی‌دانند یکی از دلایل کشش مردها به خانم‌ها همان ظرافتی است که گفته شد. در نتیجه آنچه حاصل می‌شود عوض شدن جای زن و مرد در زندگی و دور شدن آنها از یکدیگر است. دیگر نه زن، زن بوده و نه مرد می‌تواند مردانگی خود را در زندگی خرج کند پس زن باشید و زنانگی کنید.

🎀 @nabzezan

مغز بطور طبیعی 4 چیز را به شدت طلب می‌کند : غذا ، نیاز جنسی ، آب و خواب !

الباقی تمام چیزهایی که حس می‌کنید به آن نیاز دارید در اثر پدیده "تلقین" بوجود می‌آید ، حتی عشق ! ...

🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

#تجربه_اعضا
سلام در جواب اون خانمی که گفتند هجده سالشونه و به اقایان بدبین هستند میخوام بگم که من خانمی هستم 25 ساله. 6 ساله ازدواج کردم همسرم ده سال از خودم بزرگتره با این که تو این 6 سال مشکلات زیادی داشتیم که همش مربوط به سن کم و بچه بازی های من میشد .اقامون با صبر و حوصله تحمل کرد.بعضی وقتا به خاطر اختلاف نظر ایی که باهم داشتیم حتی به مرض جنون میرسیدم و فکر طلاق به ذهنم میرسید ......اما وقتی میدیدم شوهرم با عشق و علاقه با من کنار میاد از جون واسه زندگیه دو نفرمون مایه میذاره.منم تصمیم گرفتم کم کم رفتارو عوض کنم و منم برا زندگیم تلاش کردم...الان خداروشکر از زندگیم راضیم ودر کنار همسرم احساس آرامش میکنم ....واین حس و مدیون همسرم هستم که اگه صبوری نمیکرد به اینجا نمیرسید.

🎀 @nabzezan 👸

تجربه خودتون رو در قالب موضوعات داخل کانال بفرستید👈 @nabzs

  کلمات کلیدی: تجربه_اعضا

❤خوشبختی برای یک زن, بدست آوردن قلب یک مرد و نگهداری آن برای همیشه

❤و خوشبختی برای یک مرد آن است که همسرش به او اعتماد داشته باشد نه اینکه از او مراقبت نماید.

‌‌‌🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

رمان #پولک_های_احساس

قسمت شصت و هفتم
مثل خودم زانو زد و تو خودش جمع شد. ارام با لحنی دوست داشتنی گفت: شمیمی دردونه ما واسه چی دلش گرفته؟
-کاش شیدا اینجا بود
بعد از کمی مکث تو صورتم گفت: امتحانات کی تموم میشه؟
-بیست و هشتم دی ماه
-دوست داری بعد از اتمام امتحاناتت بریم پیش شیدا؟
-نمیشه یعنی...اخه من که مدرسه دارم
بازهم یکی از همان چشمک های جادویی اش را گذر پلکهایش کرد -اونم حل میکنم..فقط بگو میخوای یا نه؟
لبخند روی لبانم جان گرفت گوشه های لبم به سمت بالا کشیده شد و با ذوق فراوانی جواب دادم: خواستن چیه..من از خـــدامه!
با خیال راحت به دیوار پشت سرش تکیه داد: اینم از این..انگیزه پاس کردن امتحاناتت هم جور شد..نگرانی یا دل گرفتگی دیگه ای هم مونده؟
از حرفش خندیدم بی قید..رها و ازاد.. به دور از دغدغه و فکر فردا
کنار کیان که بودم؛ همه چیز عالی بود..دنیا ارام بود، قلبم در نهایت ارامش میتپید و صدای جیرجیرکها در وهم شب مثل نوای ارام بخشِ پیانو روی ذهن و دل حک میشد
کنار کیان که بودم؛
دنیا و ادمهایش برایم صد و هشتاد درجه رنگ تازه ای می گرفتند... کیان همان معجزه ای بود که با ورودش به زندگی ام،نگاهم را متغیر کرد و دلم را به تب و تابی بی سابقه انداخت...
همان معجزه ای که عشق به کارهای خارق العاده در سلول به سلول اعجازش دیده می شد، معجزه ای که با عشق جعبه ی رنگارنگ آبرنگ را برایم باز می کرد و من مثل دختربچه ای شاد از وجود چنین اعجازی،احساساتم را هر ثانیه با تخلیه و کشیدن رنگهای گرم روی دیوار دلم حک میکردم
اره؛ کیان با تمام بودن هایش، معجزه دل و زندگی من بود
***
بالاخره موعود امتحانات فرا رسید و اولین صبح امتحان را با کلی دلهره و استرس اغاز کردم
این دلهره به بخشی از زندگی من تبدیل شده بود و انگار که هیچ وقت قصد رها کردنم را نداشت
درست بود که تصمیم قطعی را گرفته و قصد ادامه دادن درسم را نداشتم، اما باوجود علاقه ذاتی ای که به درس داشتم نمیخواستم این سال اخر را سرسری پاس کنم و صرفا نمره قبولی گرفته باشم..اگر قرار بود این ادامه به همین مقطع از تحصیلم منتهی شود باید دست روی بهترینها میگذاشتم و به یک قبولی کم و ناچیز،قانع نمیشدم
شب امتحان خوابم نبرد و تا ساعت چهار و نیم بامداد مشغول دوره کردن کتاب بودم. به حدی افراط کردم که کیان چندین بارتذکر کافی بودن،استراحت کردن و بستن کتاب را بهم گوش زد کرد ... اما درک نمیکرد که این اخرین امتحانات نیم سال اول تحصیلی ام هست و برتری را با عمق وجودم خواستار هستم
با رفتنش کتاب را باز میکردم و کمی بدجنسی چاشنی تظاهرم می کردم،برای اینکه خواب بودنم را باور کند نور کم رنگ اباژور را هم خاموش میکردم وبا عادت کردن چشمانم به تاریکی بازهم از اول ادامه میدادم..
با مرور رفتار بچه گانه ام پوزخندی روی لب هایم جا خوش کرد به خیال واهی ام، کیان را هم مثل بابا طی سالهای گذشته، فریب می دادم. فکر میکردم که هیچ وقت درس خواندن های یواشکی وناشیانه ام را متوجه نخواهد شد و خیلی خوشحال و ساده از کارم ابراز خوشنودی و زرنگ بودن می کردم!
فکرمیکردم کیان هم پدرم است که با یک تذکر مبنی بر سلامتی ام بی خیال شود و از فرط خستگی بعد از تذکر به ادامه ی خوابش برسد.ولی نه کیان، فرهاد صدر نبود. کیان مهرنیا، مصداق خستگی پدر من ...نبود!
غافل از اینکه او تا خودِ سپیده ی آفتاب با فاصله یک دیوار از من پا به پایم بیدار می ماند و حتی با وجود این فواصل آجری،با وجود این دیوار های گچی، وجود مراقبش، چشم های بیدارش، و جسم همراهش انگیزه ای برای همراهی، بهبود حال من و استرس امتحانم می بود
اما شمیم در آن سال ها چشم بسته بود و نمی فهمید!..نمی فهمید! نمی فهمید!
نمی فهمیدم که این مرد طی تمام روزهای بودنش، با وجود حمایت های دریغ نشدنی اش روز به روز رد پاها و قدم های استوارش را در ذهنم محکم وبه ثبوت میرساند

ادامه دارد...

🎀 @nabzezan 👸

🔳🔲 هر روز ساعت 10صبح ، 17 عصر و 24 شب با رمان های جذاب همراه #نبض_زن باشید🤓

🔴دانلود نسخه کامل رمان‌های #سرنوشت و #پولک_های_احساس 👇
http://nabz4story.blogfa.com/

عبارت "ممنونم ازت" بعد از "دوستت دارم" بالاترین تاثیر را در ایجاد نشاط و خوشبختی در رابطه‌ زناشویی دارد.

قدردانی حتی در زوجینی که
اختلافات شدیدی داشتند، اثربخش بود.

🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

▪️متعادل نگه داشتن وزن
▪️استفاده از لباس های تحریک کننده

▪️تشکر از شوهر، بطوری که احساس مهم بودن و محبوب بودن کند

🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

🔰وقتی مردی اززنش تعریف میکنه
زن نباید هیچوقت بگه نه اینجوریم نیست که میگی

یانگه مرسی نظر لطفته
یا امثال این جمله ها


✅باید بگه خب مشخصه وقتی عشق توام بایدم اینجوری باشم
یا بگه عشق توام دیگه یاخانوم شماام دیگه
وقتی اقامون انقد خوبه خب مشخصه یه فرشته نصیبش شده

ذهن مردها یجوری تنظیم شده که ازاول خودتو هرجور نشون بدی تا اخر هم همونطوری هستی.

🎀 @nabzezan

🔹به ارگاسم نرسیدن زنان می تواند به دلیل بی علاقگی، اضطراب و شرایط روحی نامناسب و مقاربت به روش نادرست باشد و عدم همکاری همسردررابطه جنسی ازعومل مهم ارگاسم نرسیدن زنان باشد

‌‌‌🎀 @nabzezan 👸

💕🎀 نبض زن 💕🎀

 1  2  3  4  5  6  7  8  9  صفحه بعدی

بستن
آدرس پست:

نوع گزارش تخلف:

متن گذارش: