کانال تلگرام پخش کتاب راه روشن @raheroshantehran

سامانه هرچیز:ارائه محتوای کانال های تلگرام
جستجو در تلگرام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿١﴾ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿٢﴾ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿٣﴾ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴿٤﴾ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿٥﴾

 مشاهده مطالب کانال ─═हई╬ راهــ رפּشــטּ تــهــراטּ

توجه: کلیه محتوای این سایت توسط کاربران و کانال های تلگرام درج شده است و سایت هرچیز هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد

سلام
دوستانی که پیام دادن و درخواست آموزش داده بودن . متاسفم که نتیجه ای به دست اومد که اصلا فکرش رو نمیکردم . چقدر دروغ گفتن . چقدر قسم نا حق خوردن و چقدر عده ای خود خواه بودند . عده ای هم از آب گل آلوده شده با دروغ ماهی گرفتن به خیال خودشون و اینکه من متوجه شدم هم نیازمندان دارن دروغ میگن و هم خیرین . هر دو دنبال طعمه های خودشون هستند و اصلا هدفشون غیر از چیزی هست که میگن . 😔😔
البته هستند عد ه ای هم که آموزش رو دیدن وقسمت و روزیشون رو از اینکه اعتماد کردند و برای هدفشون حرکت کردند به دست آوردند .
همه جوره دستشون رو باز گذاشتم که حتی به نیازمندی که خودشون میشناسن کمک کنن . اما بعد از اینکه گفتم باید مطمئن بشم . از اینکار منصرف شدن چون نمیخواستن انجانش بدن .
دیدم شخصی درخواست کمک کرده بود برای وام خرید مسکن ده میلیون . یه زوج جوان . ضامن هم نداشتند . گفتم بزار شاید خدایی بوده من ببینم . پیام دادم که برادر من ۸۵ میلیون وام مسکن دارم آماده با بهره ۴% و بیست ساله و نیاز به ضامن هم نداره . اگر لازم داری بیا من حاضرم بهت بدم . خودم نمیتونم استفاده کنم .
باور کنین به خداوندی خدا گفت باشه حالا اگر خواستم پیام میدم 😳😳🤔🤔
یعنی واقعا برای چی اونجا پس انقدر آه و ناله کرده بود ؟؟؟ اگر نمیخواست ؟؟؟
بهتر از این فرصت مگه میشه به سمت آدم بیاد . وام فرزند شاهد خودم رو داشتم میدادم بهشون اما 🤔🤔
روزها گذشت و ما ملت ایران عزیز دروغ نوشتیم و دروغ گفتیم و دروغ خواندیم و دیگری را مقصر در بدبختی خود معرفی کردم .
تنها حسن اینکار پیدا کردن چند تا دوست خوب بود 😊 بازم خدایا شـــــــــــکرت
دوست من
دروغ گناه کبیره است و گوینده دشمن خدا .
نه نیازمندی بهش کمک شد . نه خیری کار خیر کرد
ای کاش اون سایت یه روانپزشک هم استخدام میکرد قبلش تست روانی میگرفتن قبل از ثبت امور خیریه .
طرف میخواد خونه اش رو تمیز کنه هزینه کارگرش زیاد میشه میزنه کمک میکنم مقداری لوازم . از نیازمند بیچاره صبح تا شب کار میکشه . شب هر چی آشغال تو خونه داشته بریزه بیرون میده به اون بیچاره و ......
میگه خدا هم قبول کنه از من . 😔
چقدر ما سقوط کردیم در انسانیت
من ادمین کانال راه روشن تهران هستم و برای همه ی شما آرزوی روزگاری بدون لحظه ای دروغ رو دارم
یا حق
@raheroshantehran

Model : Smart Watch Q7S Plus
⌚️ = 185000 T
⌚️⌚️⌚️⌚️⌚️ = 160000 T
بهترین و به روز ترین ها در 👇👇👇👇👇

migmigo.com
t.me/admigmigo
instagram.com/admigmigo

─═हई╬ راهــ رפּشــטּ تــهــراטּ

Model : Mini Speaker Bluetooth
1 = 20000
5 = 15000
دیدن اجناس این کانال رو از دست ندین 🤩🤩👌


instagram.com/admigmigo
t.me/admigmigo
migmigo.com

🎥حباب اطلاعاتی چیست و چگونه از آن خارج شویم؟
این کلیپ را ببینید و برای دیگران ارسال کنید.
#رسانه

🔴⚫️ علوم انسانی
📕@raheroshantehran

دانلود فیلم کانال تلگرام

سلام به همه دوستانی که درخواست آموزش به صورت رایگان دارند اگر شرایطتون جوری هست که با یادگیریش میتونین کمکی به حل مشکلات زندگیتون کنین کمی از شرایط خودتون رو برام بنویسین و مطمئن باشین بعد از چند تا سوال ساده حتماً در اختیارتون قرار میدم. حتما و حتما .
شرط مهم برای دریافتش فقط صداقت و راستگویی هست .

ساعت ۲:۲۸ صبح . ۹۶ درخواست آموزش شده و فقط ده نفر رو میتونم قبول کنم که هزینه رو پرداخت کنن و پنج نفر رو که شرایط آموزش رایگان رو داشته باشن و بخوان از این راه کمک خرج زندگیشون رو تامین کنن و پنج نفری رو که اعلام کنن حاضرن به اون مبلغ به کسی که نیاز داره و خودشون میشناسن کمک کنن البته باید مطمئن بشم که انجعم دادن .
هر سال قبل از عید نمیدونم چی میشه که من رو به اونجا هدایت میکنه تا وضع مردم رو ببینم . امسال دیدم خیلی اوضاع خراب تر از سالهای قبله . و البته دارم با چشم میبینم . و متاسفم . من هم شرایط بهتری از اونها ندارم . اما یه فرقی هم دارم . اینکه اگر دارم کمک میخوام و ببینم در توانم هست کمکی هم بکنم . اولین گزینه من کمک کردنه تا کمک خواستن . خیلی از شماها اعتماد نمیکنین و البته حق دارین . ندیده و نشناخته نمیشه اعتماد کرد . اما خیلی از خود شماها هم پولهای درشت تری رو تو راه های ناجور تری هم خرج کرده و میکنین . یه رژ لب ۳۰۰۰۰ تومنه . یه مانتو ۷۰۰۰۰ تومن بیست سانت پارچه . به راحتی خرید رو انجام میدین و آخرش سرتون هم کلاه میزارن و میفهمین اون کالا رو گران تر خریدین یا خرابه و یا .......
اما وقت کمک کردن که میشه ... چنان سفت و سخت میچسبین و گیر میدین که یه سکه از لای دستهاتون بیرون نمیاد . چرا ؟؟؟؟ چون دلتون رو برای کمک کردن صاف نکردین . دلتون رو برای سود بردن و استفاده مالی صابون زدین . کسی که بخواد کمک کنه میکنه . حتی اگر بدونه سرش رو دارن کلاه میزارن و دروغ میگن . اون میگه حتما نیاز داره که دروغ مجبوره بگه . دنبال نتیجه هم نیست .
حالا دوست من اینجا دستت بازه . هم حضوری . هم غیر حضوری . هم بیشتر و هم کمتر میتونی کمک کنی . اما حق داری بدونی به کی داری میدی . و اون چیکار قراره بکنه .
اینجا لازم دیدم که خودم رو معرفی کنم و اینکه از دوستی که بزرگواری کرد که این فرصت رو بتونم استفاده کنم ممنونم و حتما در آخر کار ازش نام میبرم و از خدا میخوام خودش و خانواده اش رو در سلامتی و شادی و نعمت قرار بده ....
من حمیدرضا کمرئی هستم و اگر در گوگل سرچ کنین به راحتی تمام اطلاعات من رو پیدا خواهید کرد .
در کار فروش کتاب هستم و تبلیغات مجازی .
تا الان هم سه نفر از ده نفر انتخاب شدند و در انتها حتما مینویسم که چه اتفاقی افتاد و در جریانش قرار خواهید گرفت .
پیشنهادی هم دارین با کمال میل گوش میکنم .
ممنون .
@raheroshantehran

سلام
ادمین راه روشن تهران هستم . دوستانی که برای آموزش پیام دادن به این کانال خوش آمدید .
با تشکر

روزی که گذشت ۸ ام مارس بود به جز تبریک میشه از خیلی چیزا گفت ، از قشنگیاش که بگذریم از بعضی حقوقش که توسط جامعه پایمال میشه بگذریم برسیم به خود جامعه زنان
ما خواستار حقوق برابری زنان هستیم، با مخالفان این برابری میجنگیم سر حقوق پیش پا افتاده ، سر مواردی که واقعا مهم نیست و.. اما تا حالا هیچ وقت با خودمون نجنگیدیم ، هیچ وقت پشت هم نبودیم و اتحاد نداشتیم،
همیشه مردا پشت هم بودن وقتی میخواستن به قولی روی معشوقه اشونو کم کنن یا ازشون جدا شن از دوستاشون کمک گرفتن ، وقتی یه مردی خواسته جدا شه از زنش تمام راهای میان بر موجودو بهش یاد دادن که هیچ حقی و دینی رو ادا نکنه و...
اما ما زنا چی ؟!؟ وقتی‌ یه مردی دنباله هوس بازی‌ بوده با اینکه میدونستیم نیتش چیه اما باز به روی خودمون نیاوردبم ....... اینجاس که خیانت شروع میشه اول به خودمون که وارد رابطه پوچ شدیم دوم هم به زنی که صادقانه داره با اون مرد کثیف زندگی میکنه...
این جور مردا دنباله خوش گذرونی ان یه چند صباحی‌باکسی میگذرونن بعد که دیدن طرف داره شبیه زنه خودشون میشه سر ناسازگاری شروع میشه و به هر دری میزنن تا جدا شن ...
تقصیره خود ماست که به همچین انسانهایی بها میدیم و اونا روبه حساب میاریم ، اگر زن بد و فاحشه ای موجود نباشه هیچ مرد هرزی هم وجود نخواهد داشت..
این ماییم که به مردا اجازه میدیم در دید وسیع فکر کنن و به یک زن قانع نباشن ، اگر زنی داوطلب نشه که با مرد متاهل وارد رابطه شه همه مردا اون موقع است که مثل انسان زندگی کنن و اگر زنشونو دوس ندارن تمام حق و حقوقشو بدن مثل یک مرد برن دنباله زن مورد علاقه اشون نه با تهمت و دروغ و جنگ روانی و زن صیغه ای و هوس بازی و هرزگی زن بیچاره رو فراری بدن، نمیدونم ایا اینجا عرش خدا به لرزه در میاد یا نه که آه و اشک یه زن بیگناه و میبینه ؟!؟
امروز روز جهانی زن بود بیایم پشت هم باشیم ، به خودمون خیانت نکنیم ، نزاریم به دست خودمون برای مردها فقط ابزار جنسی و عاطفی باشیم ، با نام اسلام و به‌گند کشیدن دین وارد رابطه کثیف نشیم ، خونه های پر مهر مردمو حتی اگر الکی خوشن و خراب نکنیم ، یه زن واقعی باشیم که اگر این طور بود اون موقع باید گفت روزمون مبارک


✿↝.. mojgan-s ..↜✿
@raheroshantehran

سال ۱۳۵۷ بود . همه جا صحبت از #شاه بود . از فساد شاه . فساد خاندانش . فساد دولتش . فساد درباریانش. از تبعیض . از ظلم . از #ستم . از #فقر . از اینکه اینها نباید باشه و اگر هست باید از بین بره چون حق ایران و ایرانی بیشتر از این حرفهاست و ایران اونقدر سرمایه داره که باید پول نفت رو ببرن دم خونه هاشون تحویل بدن و از اینکه آب و برق و گاز و ...... مجانی باید بشه و همه در جامعه باید برابر باشن و این همه اتفاق خوب فقط با سرنگونی ظالم محقق میشه . اما تو خیابونها گدا و گدایی دیده نمیشد!! #ایران و #ایرانی عزت داشت . آزادی داشت . خیلی چیزها داشت و چند تا چیز هم مشکل داشت که در مقابل داشته هاش زیاد مهم نبود . اما مردم تصمیم گرفتن که همه ی اونها رو داشته باشن چون یکی وعده ی داشتن اونها رو بهشون داده بود .... یکی از عدالت و آزادی و برابری اسلامی براشون گفته بود و شیر و عسل جاری توی نهرها ی بهشت و ......
مردم انقلاب کردن و شاه ایران روبه مردمش سپرد و از کشور خارج شد
شاهی که به #کوروش گفت : #کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم
شاه رفت و #اسلام و #امام آمد
من متولد شدم و شروع اسلام بخشنده و دادگر رو دیدم و با اون همراه شدم با امید رسیدن روزهای روشن و بهشتی که وعده داده بودن .
ناگهان #جنگ شد . هشت سالم به وحشت و ترس و کمبود و بمب و اخبار مرگ گذشت . بلافاصله دوران #سازندگی بعد از جنگ مصادف شد با تحمیل و تحریم و آرزوی داشتن تمام نداشته های زندگی و تحمل درد و تحمل درد و تحمل درد .
سازندگی شد به قیمت هجده سال عنر من اما آبادانی کشوری دیگر... هجده ساله بودم و پر از انرژی و شور جوانی اما فیلم دیدن جرم بود. کلاه نقابدار جرم بود. نگاه به دختر همسایه جرم بود . نوار کاست و آهنگ جرم بود . باز هم ترس واسترس بود بدون آزادی و بخشندگی و عدالت اسلامی و تحمل و تحمل و تحمل ....
بیست و دو سالگی در اوج استعداد بلاتکلیف نظام قدیم و جدید و نظام بی نظام آموزشی به دنبال راه فراری برای درک این نبودها و تحصیل دشوار بدون آزادی و بخشندگی اسلامی . وارد دنیای کار و تجارت شدیم و افتادیم به اقتصاد مریض و نبود نظارت و #ثبات در بازارها و شکست پشت شکست و پشت شکست 😢
در سی سالگی اوج تبعیض طبقاتی و #ناعدالتی اسلامی را به زور #تحمیل مان کردند و هر چه حقمان بود نا حق نامیدند به اسم اسلام و چه شلاقهایی که نخوردیم و لب باز نکردیم و تحمل و تحمل و تحمل
اسلام پدر را گرفت ، مادر را گرفت ، برادر را غریبه کرد و خواهر را راند 😭😭😭
شنیدن نام اسلام برای من همش یادآور درد و مصیبت و مرگ و غم و اندوه و بی کسیست 😔😭
پر از نا عدالتی ، حق کشی ، ظلم ، نابرابری
ورود اسلام به زندگی من خروج تمام لذت انسان بودن و حق انتخاب بود
در ورود به چهل سالگی و با دیدن این همه گدا و فقر مردم و اختلاف طبقاتی و دزدی مسئولان دولت اسلامی و سکوت رهبر #مسلمین برابر این همه ظالم و دیدن تمام آنچه که برای نابودیش انقلاب کردن تا اسلام وارد شود ، 🤔 در این لحظه فقط به یک چیز اندیشه میکنم 🤔
من دلم درد و ظلم و نابرابری و فساد و بدبختی و خفت و سرشکستگی از نوع #شاهنشاهی میخواهد
که
از این همه بخشندگی و مهر و آزادی و برابری و بهشت و هر چه که به نام اسلام بر من تحمیل شد بیزارم ، #اسلام ، این چنین انسان میکشد .
با مبلغان کذب معنوی 😔
😭😭😭
من #ادمین #راه #روشن #تهران هستم و ساعات خوبی رو براتون آرزو مندم
@raheroshantehran

#حتماً_بخوانید🙏

ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ڪﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ڪﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ڪﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.

ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ڪﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ‏(ﭘﯿﻨﻪ ﺩﻭﺯﯼ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ڪﺮﺩﻥ ڪﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ‏) ﻣﯿﮑﻨﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ڪﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨڪﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.

ﮔﻔﺖ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ڪﺮﺩﻡ، ‏عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ، ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ڪﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ڪﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ. ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ڪﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ. ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.

ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ڪﻦ ڪﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.

همشهریان عزیز قطعاً در همسایگی ما نیز افراد نیازمند و با آبرو وجود دارند، نیازمندان را یاری کنیم🙏
پيشاپيش حجتان قبول❤️
@raheroshantehran

  کلمات کلیدی: حتماً_بخوانید

اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات!

طبقه‌ای شدن مدیران و الیگارشیک شدن آریستوکراسی
📖بخشی از یادداشت سردبیر مجله اندیشه پویا

🔻 #انقلاب_ایران را قیامی علیه #الیگارشی رژیم پهلوی خوانده‌اند، اما چهار دهه پس از استقرار جمهوری اسلامی، نمی‌توان انکار کرد که #آریستوکراسی جدیدی از مدیران در جمهوری اسلامی ــ فراتر از جناح‌بندی‌های سیاسی ــ شکل گرفته، که املاک نجومی‌ و وام‌های نجومی و حقوق‌های نجومی، همگی از الیگارشیک شدن این آریستوکراسی جدید نیز حکایت می‌کنند.

🔻ویژگی این مدیران، اشتراکی است که به واسطۀ حضور در #انقلاب با هم دارند، و به نظر می‌رسد که این اشتراک، در گذر از یک نسل به نسل بعدی، می‌رود تا در قالب «ژن خوب» ویژگی‌های خونی و وراثتی نیز پیدا کند. بسیاری از نخبگان دانشگاهی به دلیل ناتوانی بوروکراسی در جذب آن‌ها، مهاجرت می‌کنند و جوانانی با ژن‌های خوب که خوب بودن خود را از پدران انقلابی‌شان به ارث برده‌اند، می‌روند که پای خود را در بوروکراسی و ادارۀ عمومی محکم‌تر کنند.

🔻انقلاب ایران، نظام بوروکراتیک را در تلۀ «خانوادۀ انقلابی» گرفتار کرد؛ «خانوادۀ انقلابی» توصیفی است که اول‌بار در توصیف انتصابات بر اساس وابستگی‌های شخصی و سیاسی در مکزیک بعد از انقلاب به کار برده ‌شد. #خانواده_انقلابی اگرچه پس از انقلاب ایران در جمهوری اسلامی نهایتاً به دو جناح متفاوت تقسیم شد، و سهم آن‌ها در قدرت کم‌تر یا بیش‌تر شد، اما دایرۀ بسته‌ای از مدیران را شامل می‌شود که از مقامی به مقام دیگر نقل مکان می‌کنند و کارنامۀ مدیریتیِ آن‌ها در گذر سالیان، انباشته از مسئولیت‌های متنوع سیاسی و اقتصادی، و اجرایی و مشاوره‌ای می‌شود، اما این کارنامه‌های پرصفحه، هیچ‌گاه به محک کارآمدی، ارزیابی نمی‌شوند.

♦️انقلابی بودن می‌تواند افتخار باشد اما نمی‌تواند به یک #رانت تبدیل شود. خانوادۀ انقلابی به جای #حاکمیت_قانون ، در قانونی نانوشته، درهای ترفیع و ارتقا را به روی نسل‌های بعد از خود ــ جز فرزندانی که به واسطۀ خون اصیل و ولادت و وراثت و ژن خوب به آن‌ها وابسته‌اند ــ بسته‌اند تا کارآمدی انقلابی خود را که به کهنگی و ناتوانی در اصلاحِ بدیهی‌ترین سازوکارهای ادارۀ عمومی گراییده، ‌همچنان کارآمد جلوه دهند.

🔺«خانوادۀ انقلابی» طبقه‌ای از مدیران و سیاستمداران ایرانی‌‌اند که اگرچه یک طبقۀ اشرافی یا فئودالی نبوده‌اند، اما سمت‌ها و لقب‌های نانوشته‌ای چون همیشه‌وزیر و همیشه‌مدیر و همیشه‌معاون و همیشه‌وکیل را یدک می‌کشند؛ و گاه به یک پست نیز بسنده نمی‌کنند. (یک نمونۀ متأخر اما نه نادر از خانوادۀ انقلابی، سید رضا صالحی امیری است که زمانی معاون قومیت‌ها در وزارت اطلاعات بود و مدرک دکترایش در مدیریت دولتی را از دانشگاه آزاد و نه دانشگاه تهران یا هاروارد گرفته، و در ششمین دهۀ عمرش، به وزارت فرهنگ و ارشاد رسیده، مدتی سرپرستی وزارت ورزش و جوانان را تجربه کرده، و وقتی در دولت به مقام مطلوبی نرسیده، به لطف همراهی‌ مردم با لیست امید و پیروزی اصلاح‌طلبان در شورای شهر تهران، سهم خود را از شهردار تهران ستانده، به معاونت فرهنگی شهرداری رسیده و قائم‌مقام شهردار تهران شده، و به همین فتوحات بسنده نکرده و همزمان تلاش کرده در کنار قائم‌مقامی شهرداری تهران، با اثبات شغل نبودنِ ریاست کمیتۀ ملی المپیک، یک مدال دیگر را هم بر گردن خود بیندازد.

🔺به‌راستی چرا قائم‌مقام شهرداری تهران، که جا دارد اولین ابلاغیه‌های او به نهادهای تحت امرش در معاونت فرهنگی شهرداری تهران، به عنوان الگوهایی از زوال #بوروکراسی ، در دانشکده‌های مدیریت تدریس شود، به قائم‌مقامی شهرداری تهران بسنده نمی‌کند و خود را شایستۀ ریاست بر کمیتۀ ملی المپیک هم می‌داند؟) تئوریِ «خانوادۀ انقلابی»، تا دهۀ اول انقلاب، برای محافظت از قدرت و تضمین بقای حکومت ضروری به نظر می‌رسید، اما این راهکار بقا، به‌مرور در حالی که #نهاد حکومت در ایران را در تلۀ خود گرفتار کرده، به فرسایش و ناکارآمدی بوروکراسی و حکمرانی انجامیده، آن‌چنان که اکنون بر خلاف آن تصور اولیه، خود تهدیدی است برای بقا.

#سیاست #علوم_سیاسی
🔴⚫️ کانال علوم انسانی
📕 @humansciences
@raheroshantehran

🔴هیپنوتیزم جهانی

این کلیپ را با دقت ببینید تصور نکنید در کشور ما هم همچین چیزایی نیست
وقت بیدار شدن است
@raheroshantehran

دانلود فیلم کانال تلگرام

در حالی که تو کشور ما عوارض خروج رو چند برابر میکنن
اتحادیه اروپا میخواد سفر برای جوانان 18 سالشو برای همه کشورهای اروپایی مجانی کنه!

@raheroshantehran

─═हई╬ راهــ رפּشــטּ تــهــراטּ

قدیم‌ها یک کارگر عرب داشتم که خیلی می‌فهمید. اسمش قاسم بود. از خوزستان کوبیده بود و آمده بود تهران برای کارگری. اول‌ها ملات سیمان درست می‌کرد و می‌برد وردست اوستا تا دیوار مستراح و حمام را علم کنند. جنم داشت. بعد از چهار ماه شد همه‌کاره‌ی کارگاه. حضور و غیاب کارگرها. کنترل انبار. سفارش خرید. همه چیز. قشنگ حرف می‌زد. دایره‌ی لغات وسیعی داشت. تن صدایش هم خوب بود. شبیه آلن دلون. اما مهمترین خاصیتش همان بود که گفتم. قشنگ حرف می‌زد.

یک بار کارگر مقنی قوچانی‌مان رفت توی یک چاه شش متری که خودش کنده بود. بعد خاک آوار شد روی سرش. قاسم هم پرید به رییس کارگاه خبر داد. رییس کارگاه درجا شاشید به خودش. رنگش شد مثل پنیر لیقوان. حتی یادش رفت زنگ بزند آتش‌نشانی. قاسم موبایل رییس کارگاه را از روی کمرش کشید و خودش زنگ زد. گفت که کارگرمان مانده زیر آوار. خیلی خوب و خلاصه گفت. تهش هم گفت مقنی‌مان دو تا دختر دارد. خودش هم شناسنامه ندارد. اگر بمیرد دست یتیم‌هایش به هیچ جا بند نیست. بعد قاسم رفت سر چاه تا کمک کند برای پس زدن خاک‌ها. خاک که نبود. گِل رس بود و برف یخ‌زده‌ی چهار روز مانده. تا آتش‌نشانی برسد، رسیده بودند به سر مقنی. دقیقا زیر چانه‌اش. هنوز زنده بود. اورژانس‌چی آمد و یک ماسک اکسیژن زد روی دک و پوزش. آتش‌نشان‌ها گفتند چهار ساعت طول می‌کشد تا برسند به مچ پایش و بکشندش بیرون. چهار ساعت برای چاهی که مقنی دو ساعته و یک‌نفره کنده بودش.

بعد هم شروع کردند. همه چیز فراهم بود. آتش‌نشان بود. پرستار بود. چای گرم بود. رییس کارگاه شاشو هم بود. فقط امید نبود. مقنی سردش بود و ناامید. قاسم رفت روی برف‌ها کنارش خوابید و شروع کرد خیلی قشنگ و آلن دلونی برایش حرف زد. حرف که نمی‌زد. لاکردار داشت برایش نقاشی می‌کرد . می‌خواست آسمان ابری زمستان دم غروب را آفتابی کند و رنگش کند. می‌خواست امید بدهد. همه می‌دانستند خاک رس و برف چهار روزه چقدر سرد است. مخصوصا اگر قرار باشد چهار ساعت لای آن باشی. دو تا دختر فسقلی هم توی قوچان داشته باشی. بی‌شناسنامه. اما قاسم بی‌شرف کارش را خوب بلد بود. خوب می‌دانست کلمات منبع لایتناهی انرژی و امیدند. اگر درست مصرف‌شان کند. چهارساعت تمام ماند کنار مقنی و ریز ریز دنیای خاکستری و واقعی دور و برش را برایش رنگ کرد. آبی. سبز. قرمز. امید را گاماس گاماس تزریق کرد زیر پوستش. چهار ساعت تمام. مقنی زنده ماند. بیشتر هم به همت قاسم زنده ماند.

آدم‌ها همه توی زندگی یک قاسم می‌خواهند برای خودشان. زندگی از ازل تا ابد خاکستری بوده و هست. فقط این وسط یکی باید باشد که به دروغ هم که شده رنگ بپاشد روی این همه ابر خاکستری. اصلا دروغ خیلی هم چیز بدی نیست. دروغ گاهی وقت‌ها منشا امید است. امید هم منشا ماندگاری. یکی باید باشد که رنگی کند دنیا را. کلمه‌ها را قشنگ مصرف کند و شیاف‌شان کند به آدم. رمز زنده ماندن زیر آوار زندگی فقط کلمات هستند. کلمات را قبل از انقضا، درست مصرف کنید. قاسم زندگی‌تان را پیدا کنید.
💭 #فهیم_عطار #داستان_کوتاه. #روانشناسی

🔴⚫️ کانال راه روشن تهران
@raheroshantehran

🎥 امروز در کرج فردی که شهرداری قصد پلمپ کردن مغازه‌اش را داشت، خود را به #آتش_کشید
کثیف تر از ماموران شهرداری وجـــــــــــود نداره. چه لقمه ی کثیفی میبرن سر سفره
🆔 @irannews_fori
@ raheroshantehran

دانلود فیلم کانال تلگرام

یه زمانی بود که میگفتن مرده و حرفش ، مرده و قولش ، سر مرد بره قولش نباید بره
نمیدون حالا مردونگی ننگ شده و صرف نمیکنه که مرد بمونن
آقا تو هفته ی پیش یه جوان دانشگاهی اومد پیش من و ازم کتاب خرید . پولش کم بود و دیدم هی داره حساب و کتاب میکنه و ..... گفت آقا میشه با تلفن شما تماس بگیرم ؟ تلفن رو دادم و زنگ زد پدرش و بعد از چن دقیقه قطع کرد و معلوم شد پدرش تا پول بریزه دیر میشه و این هم پول کرایه نداره . کتاب رو دادم بهش و پول کتاب رو هم پس دادم و گفتم برادر فردا برام واریز کن ..... کلی تسکر کرد و گفت ال میکنم و بل میکنم و ما کرد هستیم و مردیم و ........ از این حرفها . خلاصه فرداش شماره حساب فرستادم و دو روز صبر کردم گفتم شاید نداره . دوباره بهش پیام دادم که چند روز دیگه بریز عیب نداره . پیام صوتی داد که شرمنده و چشم .... دیدم خبری نشد چند روز بعد پیام دادم که برادر بریز این پول رو لطفا . پیان داد که بدبخت گدا حالا این پول تو رو ثروتمند مبکنه بجای اینکه مرتب پیام التماس بفرستی به بنده ی خدا برو از خودش گدابی کن و ......😳😳😳😳😳
گفتم من از خیر اون پول گذشتم . نبخشیدم مگر اینکه روزی به نیازمندی برابر اون پول غذا بدی .کلی هم دلم شکست
دو روز بعدش دوباره یه آقایی همین داستان رو داشت و باز من اعتماد کردم و گفتم شما خلف وعده نکنی ، گفت اون فبلی فلان بوده نداده . من میدم
رفت که برام واریز کنه ......😔
سه روز پیش دوباره آقایی اومد و فایل کتابهای علوم غریبه رو خواست. گفتم براتون ارسال میکنم و پای تمام حرفهام دونه به دونه ایستادم و عمل کردم .اون آقا هم تاکید میکرد که اونهایی که اینکارها رو میکنن ناموس ندارن و ...... چی و چی
بعدش از من پیام شد و از اون جوابی نیومد 😔
مبلغ مورد نظر مهم نیست . اصلا یک ریال . من موندم چرا با اینکه مبلغ ها هم بالا نیست چرا اینطور میشه ؟؟
یعنی قیمت آدمها اینقدر پایین اومده ؟؟؟؟
حالا خوبه منم معرفیشون کنم با اسم و عکس و آیدی تا درس عبرتی بشه که دیگه کاری نکنن اگر یک نفر هم واقعا نیاز داشت آدم یاد کارهای اونها بیوفته و کاری انجام نده 😔😔😔

من که نمیکنم اینکار رو چون قیمتم خیلی بالاتر از این حرفهاست ـ اما وقتی اسمتون رو گذاشتن مرد مکلف به انجام تعهداتی هم شدین وگر نه این تعهدها نباشه تو جنگل خیلی مرد تر از اینها پیدا میشه . چون نر بودن رو با مرد بودن اشتباه گرفتن
با کارهاتون اعتماد افراد رو صلب نکنین لطفا
من ادمین راه روشن تهران هستم امیدوارم غروب دلتنگیهاتون رو روشنای امید پر کنه
@raheroshantehran

 1  2  3  4  5  6  7  8  9  صفحه بعدی

بستن
آدرس پست:

نوع گزارش تخلف:

متن گذارش: