کانال تلگرام کلبه زناشویی @zanashoei20

سامانه هرچیز:ارائه محتوای کانال های تلگرام
جستجو در تلگرام
🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹
تعداد اعضا:
337163
13704

✅ کانال در سامانه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد به ثبت رسیده


مشاوره تلفنی و حضوری کیلینیک صدرا


تعرفه 😊👇

@avaaa_admin


https://telegram.me/joinchat/AAAAAEKqk35-5nVln2Ub3g


کانال دوم :

@khanooooomane

✨ بہ حضورمُخاطبانِی چون شما افتخار میڪنیم🌹

 مشاهده مطالب کانال 🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

توجه: کلیه محتوای این سایت توسط کاربران و کانال های تلگرام درج شده است و سایت هرچیز هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد

🌺 #رازهای_همسرداری

🍃 اگر احساس میکنید، کسی که با او هستید درکتان نمی کند یا احساساتتان را نمیفهمد و به نیازهایتان پاسخ نمیدهد، حرف هایتان را #مخفی نکنید.

🔹 نیازها و هیجان های خود را با او در میان بگذارید، شاید باز هم پاسخ مناسبی ندهد و بی تفاوت باشد، اما حداقل شما اطمینان حاصل میکنید که پیش داوری نکرده اید و به طور #واضح و روشن خواسته هایتان را با او درمیان گذاشته اید،
و اینگونه راحت تر می توانید در مورد رابطه تان تصمیم بگیرید...

👈🏻 این گونه رفتار کردن بهتر از انتظار برای فهمیده شدن و رنج کشیدن است.

یادتان باشد حتی #صمیمی ترین دوست و یا همسرتان هم ممکن است از آنچه در ذهن شما می گذرد #آگاه نباشد.

👇👇
🍃❣ @zanashoei20

🍃🌺 درمان #سرد_مزاجی خانمها 🌺🍃

✅الف)شبی یک لیوان عرق رازیانه با عسل(۱۲۰ شب)

✅ب)تزریق واژینال عسل شبی ۲۰ سی سی(۲ هفته)

✅ج)کاهش جدی سردیها مخصوصا لبنیات و ماهی و چای وعدس و گوشت گوساله وگاو وبادمجان و گوجه وخیار و مرغ ماشینی.

✅د)ارده با شیره انگور روزی یه پیاله

✅ه)از ترکیب(۳ واحدعسل+۱واحدسیاهدانه نیم کوب) هر۸ ساعت یک ق مرباخوری میل شود.

✅چ)یک مرحله حجامت عام ۴۰ روز بعد ازشروع درمان.

✅ق)بادکش کمروزیر شکم و ران پاها یک شب درمیان ۲۱ مرحله.

🍃💕 @zanashoei20

  کلمات کلیدی: سرد_مزاجی

#قهر
#قابل_تامل
💑همسران موفق💑
خواهش میکنم قهر کردن را فراموش کنید
مخصوصا با آدم های مهم زندگیتان...!!
اصلا من نمیدانم چه کار مزخرفیست این قهر کردن!
اصلا چرا باید دو نفر که یکدیگر را دوست دارند
و باهم خاطره های زیادی دارند
و از تمام زندگی هم خبر دارند...
با یکدیگر قهر کنند؟!!
به نظر من که اصلا در شخصیت آدم نیست!!
آدم فکر دارد ، منطق دارد
توانایی حرف زدن دارد!!
چرا قهر؟! چرا دلخوری؟!
اگر زبان یکدیگر را بلد باشید هیچوقت قهر نمیکنید!
و آدمها دقیقا هیچوقت به دنبال یادگیری
چیز هایی که به دردشان بخورد نمیروند!!!

🍃💕 @zanashoei20

  کلمات کلیدی: قهر قابل_تامل

#تربیت_فرزند

👶در روز زمانی را برای بازی با فرزندتان اختصاص دهید
👶سعی کنید به خاطر خستگی و مشغله فکری
اینکار را عقب نیندازید
👶یک زمان هرچند هم کوتاه برای اینکار خالی کنید↙️

🍃💕 @zanashoei20

🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

  کلمات کلیدی: تربیت_فرزند

‍ ‌
🔴 چندتمرین برای برطرف کردن انزال زود رس

▪️خود ارضایی و تخلیه با استرس و سریع را کنار بگذارید.

🍃💕 @zanashoei20

▫️اعتماد به نفستان را بالا ببرید.

▪️به سایز آ لت و مسایل حاشیه ای فکر نکنید و سعی کنید به طرف مقابلتان لذت دهید و لذت بگیرید.

▫️اگر عطشتان بالاست و مدت زیادی از هم آغوشی شما گذشته ، چند ساعت قبل از شروع معاشقه و همبستری از همسرتان بخواهید تا شما را یکبار یکطرفه تخلیه جن.سی نماید . تا آرام و ریلکس شوید.

▪️تعداد دفعات مقاربتتان را 2 یا 3 برابر بیشتر کنید.

▫️زمان معاشقه و عشق ورزی را بالا ببرید.

▪️از تکنیک های مختلف رفتاری برای بالابردن زمان انزال و آرامش بدنتان استفاده نمایید.


🍃💕 @zanashoei20

🚩#اجبار_عاشقی

🍃❣️ @zanashoei20

#قسمت_صد_و_سیزدهم
کتکاری ک بالا گرفت دست های منم شروع کرد. به لرزیدن اونا چند نفر بودن و وحید یه نفر نامردی بود
به خودم نگاه کردم
چرا اینقدر ترسیدم
به درک!! اونا هر کثافتی هم که می خوان باشن ولی من فاطی ام..
دور و برمو نگاه کردم
نگاهم افتاد به ی دسته بیل
رفتم سمتش
برش داشتم بادستام محکم گرفتمش یه نفس عمیق کشیدم
-خدایا نوکرتم هوامو داشته باش
چشمامو باز کردم و با سرعت تمام از کلبه خارج شدم و تا رسیدم بهشون با دسته بیل افتادم به جون این یاغی های درنده

انتظار منو نداشتن ولی با تموم ناتوانیم در مقابل اونا دو.نفرشون رو نفله کردم خواستم برم سراغ سومی که یکی از پشت سر منو گرفت و ی چاقو گرفت زیر گلوم
-جوجه فسقلی فکر کردی میتونی حریف ما بشی ؟!
از بوی گند دهنش حالم به هم میخورد
-ولم کن آشغال لعنتی
خندید
-اینو از کجا گیر اوردی؟؟چقدر هم ک چموشه
-ولش کن بی ناموس طرف حساب تو منم ن این دختره
وحید بود ک با چشم های به خون نشسته خواست با این مردک متعفن گل آویز بشه که دوتا از افرادش مانع شدن و محکم گرفتنش و ی هفت تیر گذاشتن روی شقیقه اش
-یا خدا خودت ب دادمون برس
افسون نشسته بود روی زمین و ضجه میزد
-زر نزن پیرزن تقصیر خودشه می خواست تک خوری نکنه ک این حال و روزش باشه
-با مادر من درست حرف بزن مردک حروم لقمه
وحید بود
-چیه بهت بر خورد اگه من حروم لقمه ام پس لقمه ی تو چیه؟ بیچاره خیلی وقته حروم خور شدی به جای این غیرت بازیا به فکر جور کردن اون همه موادی ک هاپولی کردی باید می بودی ن ک اینجا الان این حال و روزت باشه
-من که می دونم اون چندتایی ک ریختن سرمون و موادا رو دزدیدن هم از افراد خود نکبتته
مرد از این حرف وحید خندید
-اینو نگی چی بگی بیچاره
-تو داری به هوشنگ خان هم خیانت میکنی یه روز بهش ثابت میکنم چه ماری تو آستین پرورونده
وحید بود
مرد خندید
بسته مواد رو توی دستش فشرد
ی سوم هم نیست بیچاره! جون داداشت اینقدر ارزش داشت
-سه روز بهم مهلت دادی به هر کس ناکسی ک شد رو زدم تا جنس برام جور کنن ولی نشد بیشتر از این گیرم نیومد سامان رو آزاد کن قول شرف میدم باهم برات جور میکنیم
-نه دیگه اون خری که فرض کردی خودتی
وحید غررید
-لعنتی دارم راستشو میگم
-شما ها رحم و مروت سرتون نمیشه ،آدم نیستین عاطفه ندارین چیکار به بچه ی زبون بسته ی من دارین.. ولش کنید بیاد سر زندگیش تازه میخوام دامادش کنم
افسون بود
مرد خندید
-حاضری جونتو بدی در عوض جون پسرت
افسون از سر جاش بلند شد
-قبول میکنم به خاک غلامحسین قبول میکنم اصلا تا آخر عمر میام کلفتیتون رو میکنم شماها فقط پسرمو آزاد کنید
-آزاد میکنیم فقط یه شرط داره
-چه شرطی
وحید و افسون هم زمان اینو گفتن
-دختره رو به جاش میبریم سامان رو آزاد میکنیم و در عوض اون مقدار جنس باید سه برابرش رو برسونین دست من در غیر اینصورت هم وحید کشته میشه هم سامان
-گوه نخور مرتیکه ی آشغال.. من توی گرگ صفت رو میشناسم بی ناموس مگه از روی جنازه ی من رد بشی که بتونی این دختره رو با خودت ببری
مرد قهقهه زد
-چه بمیری چه زنده باشی من اینو با.خودم میبرم ،هوشنگ خان بفهمه دست خالی برگشتم خودمو میده سر تیر
وحید خواست بیاد جلو که چاقو رو محکمتر روی گلوم فشار داد

خواستم لگد بزنم و از خودم دفاع کنم ک دوتا از افرادش زور شدن و منو پرت کردن توی ماشین
بعدم یکیشون با یه اسلحه ساکتم کرد.
از توی شيشه به وحید و افسون و اون مرد خیره شدم
وحید عربده میکشید و تهدید میکرد افسون التماس میکرد و زار میزد آخر کار هم برای اینکه کار خودش رو کرده باشه مردک خپل با اون سر تاسش یه تیر به بازوی وحید شکلیک کرد و بعد از گفتن آخرین تهدیداتش سوار ماشین شد و حرکت کردیم
تا قبل از اینکه اون کلبه و آدم هاش از نظرم محو بشن خیره بودم به.اون خوشبختی چند هفته ای که خدا با یه جهنم واقعی برام عوضش کرد
عصبی چشمامو بستم
خدایا خودت یه روزی بیا روی زمین و واضح به من بگو با من مشکلی داری ک هی پشت سرهم بدبختی حواله ام میکنی یا شاید اینقدر دوستم داری ک نمی خوای با جهنمت بیگانه بشم
مسیر تو سکوت مزخرفی با دود سیگار راننده سپری میشد

شب بود و همه جا تاریک
کسی حواسش ب من نبود
ب دستگیره خیره شدم
تنها راهی ک ب فکرم می رسید همین بود

ادامه دارد...

نویسنده : باران

🍃❣️ @zanashoei20 http://telegram.me/joinchat/AAAAAD9bhEsxAtjcVGdYFg

❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️

دانلود کامل رمان😌👇
http://kolbeh4story.blogfa.com/

#سیاست_های_رفتاری

رهایی و بخشش
اگر احتمالا در خیابان اتومبیلی به شما زد اینکه شما تا آخرِ عمرتان در آنجا بمانید و نشان دهید که دیگران با شما چه کردند فقط شما هستید که از پا در خواهید آمد.
بنابراین نه به دلایلِ اخلاقی بلکه به دلایلِ روانی
من و شما قرار است همه پرونده های گذشته را
به درستی ببندیم

حتی آن زمانیکه من و شما.وقتی عزیزترین عزیزانمان را از دست میدهیم
آنها را به دلِ خاک می دهیم و از قبرستان بیرون می آییم هیچ دلیلی وجود ندارد که اتفاقاتِ بد حوادثِ بد و یا احتمالا آدمهایی که با ما بد کردند را همچنان در ضمیر و ذهن و زندگیِ خودمان داشته باشیم

موضوعِ بخشش مسئله رهاییِ من از گذشته بد است مهم نیست که علت چه بوده انگیزه چه بوده و اینکه چه اتفاقی افتاده...


🍃❣️ @zanashoei20

  کلمات کلیدی: سیاست_های_رفتاری

❣زناشویی

صدایش کنید.
در هر جای رابطه، اسمش را صدا بزنید.
با لحنی آرام و چشمانی نیمه باز .

حیا و خجالت در خلوت ممنوع

🍃❣ @zanashoei20 https://telegram.me/joinchat/Co5-oj9bhEv2bFuINezkEA

🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

🚩#اجبار_عاشقی

🍃❣️ @zanashoei20

#قسمت_صد_و_یازدهم
دقیقا شب ک شد،وحید قیافه ی سامان رو ک دید قشقرقی به پا کرد ک بماند
جهنمی شد واسه خودش آخر سر هم با داد و.هوار افسون از هم جدا شدن
داعم بهش سرکوفت میزد و نامرد خطابش میکرد ولی خوشم می اومد سامان از رو نمی رفت واز خودش وعشقش دفاع میکرد
ولی این وسط افسون بیشتر از همه از این قیافه ی جدید سامان خوشحال بود اما وحید...
نگاه پراز کینه اش رو به من می نداخت و تهدیدم میکرد
منم از حق خودم دفاع کردم و بهش توپیدم
بازم بیچاره افسون
اونموقع جر و بحث میون دو نفر رو باید تحمل میکرد و حالا شده بودیم سه نفر و هر کدوم به هیچ وضعی راضی نمیشدیم از موضع خودمون کوتاه بیایم
با تهدید جدی افسون مبنی بر ترک خونه در صورت ادامه ی دعوا آتش بس اعلام شد و خونه یک هفته ی تمام در سكوت کامل فرو رفت
فقط این وسط سامان خوب شنگول بود و با دمش گردو می شکست انگار گلی خیلی خوب تحویلش گرفته بود و با نگاهش به من یه جورایی ازم تشکر میکرد..

ولی وحید از نگاه تیز و برنده اش هم میتونستم بخونم ک منتظر یه موقعیت مناسبه تا پدر منو در بیاره و منو حلق آویز کنه

....بعد از یه هفته ک روز های آرامش ما محسوب میشد زندگی روی خوشش رو داشت نشونمون میداد ک ی اتفاق گند زد به این آرامش.....
نیمه های شب بود ک با صدای باز شدن در از خواب پریدم
-افسون بانو.. افسون..
تا من خواستم از سرجام بلند بشم افسون چراغ کلبه رو روشن کرد و.به محض دیدن لباس غرق در خون وحید جیغ زدم و به دیوار تکیه چسبیدم
افسون زدتو سر خودش و رفت سمت پسرش
-چیکار کردین باز.. چ معرکه ای به پا کردین.. می خواین بدبختم کنید.. شما دوتا نمیگین من نگون بخت جز شما دو نفر کیو دارم
وحید تکیه زد به دیوار
-نامردی کردن افسون بانو... نامردی...
مگرنه حریف من و سامان نمیشدن
-یا جد سادات
سامان کجاست؟!
همینجور ک بازوی خونیش رو گرفته بود
نالید
-گرفتنش نامراد...
افسون دو دستی زد توی سرش
-خدا منو
بکشه از دست شما راحت بشم
وحید جلوش رو گرفت تا بیشتر از این خود زنی نکنه
-علاج داره اینجوری خودتو نزن.. باید مواد جور کنم ببرم براشون تا قید سامانو بزنن
-مواد از سر قبر پدرت می خوای جور کنی براشون ببری؟!
اینو ک گفت نشست روی زمین و زار زد
-پسر دسته گلمو گرفتن چ خاکی بریزم تو سرم
نگاهم قفل خون بازوی وحید شد
ب خودم اومدم و وسایل پانسمان رو از توی قفسه برداشتم و رفتم سمتش
اینقدر غرق در فکر بود که نفهمیدنشستم کنارش
دستمو بردم سمت آستینیش تا جر بدم، فهمید و سریع دستشو کشید
-پاشو گمشو حوصله ی تو یکی رو ندارم
-میمیری بدبخت نگاه چقدر خون ازت رفته!! اینجوری میخوای بری دنبال داداشت
-راست میگه فاطی، همیشه باید غد باشی.. اگه آدم بودی و مثل آدم زندگی میکردی این حال و روزمون نبود؟! ببین بچه ام الان به جای اینکه تو خونه باشه معلوم نیست کجاست و چه بلایی دارن سرش میارن
از سر جاش. بلند شد و از کلبه رفت بیرون
هیچ وقت اینجوری مضطرب ندیده بودمش
یه نفس عمیق کشیدم و برگشتم سمت وحید
نگاهش ترسناک بود
اهمیتی ندادم و آستین لباسش رو از حلقه آستین جر دادم
بتادین زدم به زخمش و مشغول پانسمان شدم
-انگاری خیلی سابقه اتون خرابه که این چیزا دم دسته و فت و فراوون
ب وسایل پانسمان اشاره کرد
-زر زیادی نزن که اعصاب تو یکی رو ندارم
-کاش به جای سامان تو رو گرفته بودن خیلی بد اخلاقی
دستشو محکم کشید
-گفتم زررر نزن حالیت نیس؟؟!
پوزخند زدم
-نه بردار گرامی حالیم نییسس
اداشو در آوردم و آخرین چسب رو به باندزدم
بلند شدم و دستمال آوردم و گوشه ای رو ک خون ریخته بود تمیز کردم
کارم که تموم شد نگاش کردم
خوابش برده بود شایدم از،شدت ضعف بیهوش شده بود
همینجور که نشسته بود یه پتو انداختم روش و از کلبه اومدم بیرون
دور و برمو نگاه کردم
افسون همینجور ک دستشو با آتش کنار دستش گرم میکرد زیر درخت نشسته بود و به آسمون زل زده بود
رفتم پیشش و نشستم کنارش
-به چی فکر میکنی افسون بانو؟!
ی نفس عمیق کشید و نگاهشو از آسمون گرفت
-به خودم به تقدیرم
شاید اگه من مغرور نبودم این پسرا حال و روزشون این نبود

ادامه دارد...

نویسنده : باران

🍃❣️ @zanashoei20 http://telegram.me/joinchat/AAAAAD9bhEsxAtjcVGdYFg

❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️

دانلود کامل رمان😌👇
http://kolbeh4story.blogfa.com/

✅ استفاده از شلوار های فاق کوتاه و گن ها در خانم هاباعث👇

🔸نازایی
🔸عفونت
🔸خشکی واژن
🔸زخم دهانه رحم میشود!

🍃❣ @zanashoei20 https://telegram.me/joinchat/Co5-oj9bhEv2bFuINezkEA

🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

❤️🍃💞🍃❤️🍃💞
#سیاست_های_زنانه
#زنان‌محبوب

💟 زنان محبوب و جذاب، به خودشان احساس خوبی دارند. «گرانت» معتقد است در مرحله ی اول، زنان باید احساسات منفی را که به خودشان دارند بشناسند.

💟 احساسات منفی در عمق ضمیر ناخودآگاه یک زن، دفن و موجب می شود که او، احساس کند نمی تواند رابطه ی خوبی با همسر و جنس مخالف داشته باشد.

💟 رایج ترین احساسات منفی درباره ی خود عبارت اند از: احساس بی ارزشی ،محبوب نبودن و عجیب و زشت بودن که زنان با داشتن این احساسات منفی درباره ی خود، یک دیوار دفاعی در اطراف خویش ایجاد میکنند که به همسرشان اجازه نمی دهد به آن ها نزدیک شود و به این ترتیب، از ایجاد یک رابطه ی صمیمی تا حدودی خود را محروم می کنند.

🍃❣ @zanashoei20

❣اگر زنی بتواند با شخصیت یا حتی کلام و اندیشه اش دیگران را جذب کند،به برهنه شدن متوسل نمیشود،لخت شدن ساده ترین و پیش پا افتاده ترین راه برای جلب توجه دیگران است

🍃❣ @zanashoei20

🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

❣حدود 90% از بی میلی جن.سی در زنان به مسائل عاطفی بر میگردد
سعی کنید زندگی سر شار از عشق و محبت داشته باشید
🍃❣ @zanashoei20 https://telegram.me/joinchat/Co5-oj9bhEv2bFuINezkEA

🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

❣رازهای_ناب

😊خوشبختی سه ستون دارد
فراموش کردن تلخی های دیروز
غنیمت شمردن خوشی های امروز
امیدواری به فرصت های فردا

الهی که خوشبخت باشید.

🍃❣ @zanashoei20

🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️

#دانستنی_های_جنسي

🚿 آیا حمام کردن در روزهای اول قاعدگی ممنوع است؟

🍃بعضی معتقدند در این دوران نباید حمام کرد اما این حرف صحیح نیست، فقط باید از غوطه‌ور شدن در آب خودداری کرد مثل شنا کردن یا نشستن در وان، وگرنه حمام کردن و پاکیزه نگه داشتن بدن در این دوران لازم است. و پس از هر بار دفع ادرار یا مدفوع باید خود را شسته و سپس خشک کنید..

🙋🏻بانوی عزیز...

🍃طی دوران قاعدگی نوار بهداشتی باید در فاصله کوتاه عوض شود، چون می‌تواند به عنوان محیطی تلقی شود که میکروب‌ها براحتی روی آن رشد می‌کند و منجر به ایجاد عفونت در ناحیه شود..

🍃❣ @zanashoei20

  کلمات کلیدی: دانستنی_های_جنسي

🍁
🍃 طالع بینی ازدواج 🍃
👈در سال
#۱۳۹۶

👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼

🌹 ڪـلــبه زنـاشــویــے 🌹

 1  2  3  4  5  6  7  8  9  صفحه بعدی
بستن
آدرس پست:

نوع گزارش تخلف:

متن گذارش: